میدونی...
خونه فقط سقفی نیست که مارو از باد و بارون حفظ کنه...
خونه جاییه که خاطرهها تو دیواراش نفس میکشن و هر آجرش بوی زندگی میده.
خونه آغوش گرمیه که وقتی دنیای بیرون سرد و نا آروم میشه بهش پناه میبریم،
خونه جاییه که اولین قدمامون رو برداشتیم اولین اشک هامونو ریختیم و اولین خنده هامونو به اهلش هدیه دادیم.
خونه گاهی ساکت و آرومه و گاهی هم شلوغ و پر همهمه،خونه جاییکه که توش خودمونیم... بدون نقاب و ترس از قضاوت بقیه.
خونه جاییکه که توش رشد میکنیم،تغییر میکنیم و گاهی هم گم میشیم
اما...
همیشه راه بازگشت به خودمونو توش پیدا میکنیم.
خونه فقط یه چار دیواری نیست، مفهومیه که تو قلبمون جا گرفته، جاییه که عشق توشه، جاییه که خونواده دورهم جمع میشن و خاطراتشون رو با هم تقسیم میکنن، جاییه که حتی اگه ازش دور باشیم باز تو خیالمون بهش پناه میبریم.
خونه جاییه که ما هیچوقت تو تنها نیستیم حتی در "تنهاترین لحظاتمون".
خونه گاهی یه خاطرس و گاهی یه آرزو، گاهی جاییه که بودیم و گاهی هم جاییه که میخوایم باشیم،خونه چیزیه که بهمون یادآوری میکنه تعلق داشتن به جایی و به کسی چقدر میتونه جان بخش باشه.
خونه جاییه که حتی اگه ازش کوچ کنیم و بریم باز هم بخشی از وجودمون توش جا میمونه، جاییه که همیشه یکی منتظرمون میمونه حتی اگه سالها ازش دور باشیم.
خونه بهمون یاد میده زندگی فقط "بودن"نیست، باهم بودن و باهم مونده.
"خونه جاییه که عشق توش جریان داره"
خونه.....
همیشه باقی میمونه
رضا فرج زاده
"1484/11/08"